خرید بک لینک
بعد از تولد كادو ها را باز كردنددربين كادو ها كأدوي مشكوكي بود شخصی به نام "لام" ان كادو را فرستاده بود. کادو يك تيشرت استين كوتاه بود که بر روي ان عكس يك خرس بود سر خرس كنده شده بود همراه اون يك خرس اسباب بازی بود كه روي لباسش نوشته بود "خرسس" او مشكوك شدبه افشين گفت : هی! اینا رو کی فرستاده؟ به نظرت شوخیه؟
او عصباني شد و خرس را پاره كرد
گفت: اگر هم شوخی بوده باشه سر کسی که این کارو کرده بلایی میارم که مرغای آسمون به حالش گریه کنن. به خدا اگر ...
افشین اون دیگه چیه؟
درون خرس يك نوار قديمي بود
برأي خوندن نوار به مغازه لوازم صوتي رفتند تا وسیله ای پیدا کنند که آن را پیدا کند. اما نوار خیلی قدیمی تر از آن بود که بتوان به این سادگی آن را باز کرد و گوش داد.
یک جایی به ذهن افشین رسید که امکان داشت همچین وسیله ای داشته باشد. یک عتیقه فروشی لوازم الکترونیک که برای پسر داداش عمه خواهر شوهر مادر بزرگش بود. مط مئن بود آن جا چیزی پیدا خواهند کرد اما مطمئنا خیلی طول می کشید چون پایین ترین نقطه شهر بودند که هم دور بود و هم خطر ناک.
ایمان را صدا زد و با هم دیگر با بی ار تی خط را اهن را نشستند و مستقیم رفتند.از آن جا هم یک تاکسی نشستند. راننده را از عقب نمی شد دید انقدر کوتاه بود. اگر در حالت نیمه ایستاده در تاکسی می ایستادید آن پایین پایین ها یک کله برنزه کچل می دیدید که دارد برای خودش قر می زند.
تا از تاکسی پیاده شدند به کوچه مغازه رسیدند دو زور گير به انها حمله كردند و نوار را دزديدند اما چاقوي يكي از انها افتاد. دنبالشان كردند تيكه اي از لباس انها را كندند خسته شدند.
-اه! مرده شور این شانسو ببرم! عجب غلطی کردیما.
روي چاقو حكاكي شده بود "خرسس" لباس ان مانند لباسي كه كادو اورده شده بود بودانها برگشتند به خانه ديدند پليس دم در خونست انها ما رو بردن و گفتن جواد شكايت كردهجواد رو اوردن

برچسب: نویسنده: ایلیا شریفی تاريخ: يکشنبه 5 اسفند 1397 ساعت: 16:59

صفحه بندی